هرگز نمیتوانند هیچ بخشی از ارکان مقاومت را تک و تنها گیر بیاورند؛ مجاهدتهای رزمندگان لبنان و دیپلماسی مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان عزیز را تضمین میکند و بساط دیوانهبازی و جنگافروزی رژیم اسرائیل را بر هم خواهد زد، بچرخ تا بچرخیم.
پاسخ رزمندگان اسلام در پیش است.
وحدت میدانها یک زنجیره امنیتی در دفاع از منطقه ایجاد کرده است.
لبنان جان ماست و نقض خطوط قرمز جمهوری اسلامی تحمل نخواهد شد.
سخنگوی ارتش اسرائیل اعلام کرد که یک فروند موشک در اسرائیل اصابت کرده و چندین موشک دیگر نیز در منطقهای که نیروهای ارتش اسرائیل در جنوب لبنان فعالیت میکنند، اصابت کردهاند.
توان رزمی، دفاعی و قدرت موشکی، دریایی، پهپادی و پدافند هوایی ما پرقدرتتر از گذشته و تحت اوامر فرماندهی معظم کل قوا حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای مدظلهالعالی، ارتقا یافته است.
جنایت امروز رژیم صهیونیستی در ضاحیه بیروت بار دیگر ثابت کرد که ایالات متحده ضعیف و بدون اعتبار است، زیرا حتی قادر به کنترل این رژیم نامشروع نیست. پاسخ سختی در راه است.
آنچه گاها در رسانه ملی درباره جنگ و مذاکره مطرح میشود لزوماً بازتاب دهنده دیدگاه شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع یا حتى رهنمودهای رهبر معظم انقلاب نیست.
در حالی که انتظار میرود رسانه ملی منعکس کننده سیاستها و رویکردهای مراجع رسمی تصمیمگیری کشور باشد.
پس از ارزیابی وضعیت، تصمیم گرفته شد که دستورالعملهای حفاظتی «فرماندهی جبهه داخلی» تغییر کند.
این تغییرات از امروز (یکشنبه) از ساعت ۱۸:۰۰ تا روز دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ اعمال میشود.
بر اساس این تغییرات، در سراسر اسرائیل (به جز مناطق مرزی و خط مقدم نبرد) فعالیتها به شکل عادی و کامل برقرار خواهد بود، اما تجمع بیش از ۵,۰۰۰ نفر ممنوع است.
در مناطق خط مقدم، فعالیتها همچنان به صورت محدود و طبق روال گذشته ادامه دارد و تغییری نکرده است.
ما فرمولی را تعیین کردهایم که در آن به حزبالله اجازه نخواهیم داد به شهرهای ما شلیک کند و اگر این سازمان شلیک کند، ما دوباره به ضاحیه حمله خواهیم کرد.
منابع غیررسمی از شهادت علی موسی دقدوق ملقب به «ابوحسین ساجد» خبر میدهند؛ وی از فرماندهان ارشد حزبالله بود و مسئولیت هماهنگی با مقاومت عراق در دوران اشغال آمریکا را بر عهده داشت.
ظاهرا ایشان در درگیریهای روزهای اخیر به شهادت رسیده است (و نه در حمله امروز به ضاحیه بیروت).
راهبرد ایرانی | افشای سند راهبرد ضدتروریسم واشینگتن؛ تاکید بر تداوم «عملیاتهای تهاجمی»:
در حالی که فضای رسانهای بینالمللی بر آتشبس غیررسمی و تفاهمات مقطعی میان تهران و واشینگتن متمرکز است، انتشار سند جدید ضدتروریسم آمریکا، ایران را همچنان به عنوان «بزرگترین تهدید علیه ایالات متحده در خاورمیانه» معرفی کرده است.
این سند با نادیده گرفتن فضای تنشزدایی، بر ابعاد گسترده تهدیدات ایران اعم از توانمندیهای سختافزاری در حوزههای هستهای و موشکی و همچنین حمایتهای راهبردی از گروههای مقاومت، بهویژه حزبالله لبنان، تأکید ورزیده است.
نکته بحثبرانگیز این سند، صراحت آن در تداوم عملیاتهای نظامی و امنیتی علیه اهداف ایرانی است. در این گزارش رسمی تأکید شده است که عملیاتهایی در سطح ترور سردار سلیمانی و پروژههای نظامی تهاجمی نظیر «پُتک نیمهشب» و «خشم حماسی» نه تنها متوقف نشده، بلکه تا زمان رفع کامل آنچه «تهدید تهران علیه منافع آمریکا» خوانده شده، ادامه خواهد یافت.
این رویکرد نشان میدهد که واشینگتن فراتر از میز مذاکره، همچنان به دنبال مهار فیزیکی و میدانی قدرت منطقهای ایران است.
راهبرد ایرانی | انتشار این مواضع خصمانه درست در زمان برقراری آتشبس نانوشته میان دو کشور، این فرضیه را تقویت میکند که تفاهمنامهها و توافقات فعلی در دستور کار کاخ سفید، صرفاً یک «تاکتیک موقت» برای مدیریت بحران است.
اصرار واشینگتن بر حفظ گزینههای تهاجمی و تعریف ایران به عنوان تهدید اول منطقه در اسناد بالادستی، نشاندهنده آن است که استراتژی کلان آمریکا برای تقابل با تهران تغییر نکرده و توافقات فعلی فاقد عمق راهبردی و ثبات پایدار هستند.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران:
نباید دچار خطای محاسباتی شد؛
حتی اگر توافق یا تفاهمی هم بخواهید مسیر آن تأدیب رژیم صهیونیستی است، اگر این سگ هار کنترل نشود امضای تفاهم خشکنشده، پای خودمان را گاز خواهد گرفت.
به عنوان بخشی از یادداشت تفاهم، ایالات متحده موافقت میکند که تحریمهای نفتی علیه ایران را برای مدت مشخصی لغو کند و تهران قادر خواهد بود نفت بفروشد و درآمد حاصل از آن را دریافت کند.
به عنوان بخشی از پیشنویس تفاهمنامه، ایالات متحده موافقت میکند ۲۵ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران را از طریق انتقال مستقیم پول، همکاری بین کشورهای منطقه و خطوط اعتباری مالی آزاد کند.
مهدی محمدی، مشاور راهبردی محمد باقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرهکننده ایران، از جزئیات تفاهمنامه ایران و آمریکا پرده برداشت:
در گام نخست، توقف کامل عملیات نظامی علیه ایران و لبنان و پیشگیری از هرگونه اقدام نظامی جدید در دستور کار قرار دارد.
همچنین طرف آمریکایی ملزم به ارائه تضمینهای لازم برای جلوگیری از تنشهای مجدد است.
بر اساس چارچوب مورد بحث، همزمان با آغاز اجرای توافق، بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران آزاد خواهد شد.
در همین حال، روند تعلیق برخی محدودیتها و تحریمهای اقتصادی آغاز میشود تا امکان افزایش مبادلات اقتصادی و فروش نفت فراهم شود.
تسهیل تردد کشتیهای تجاری ایران و کاهش محدودیتهای دریایی، از محورهای اصلی این توافق است. هدف این بند، بازگرداندن تجارت دریایی ایران به وضعیت عادی و رفع موانع حملونقل بینالمللی است.
فاز اول توافق (در متن در حال مذاکره) شامل مسائل هستهای نمیشود.
طبق این چارچوب، ابتدا باید تعهدات اولیه طرف مقابل اجرا و راستیآزمایی شود و سپس گفتوگوها درباره موضوعات هستهای به مراحل بعدی موکول خواهد شد.
در مرحله نهایی، رفع تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا و همچنین ایجاد سازوکارهایی برای جبران خسارتهای ناشی از جنگ و فشارهای اقتصادی و بازسازی آنها پیشبینی شده است. این بند یکی از مهمترین خواستههای ایران در فرآیند مذاکرات به شمار میرود.
اگر بیشتر به عمق خاک لبنان و به سمت رشتهکوه «علی الطاهر» و پس از آن به سمت «فلات نبطیه» پیشروی کنیم، کارمان فقط بالا بردن هزینهای است که میپردازیم، بدون اینکه هیچ سودی به دست آوریم.
حزبالله که از یک ارتش کلاسیک به یک سازمان جنگ چریکی (پارتیزانی) تغییر شکل داده است، روز به روز روشهای ما را مطالعه میکند و خود را توسعه میدهد.
جنگ چریکی همیشه نسبت به ارتشهای کلاسیک برتری دارد؛ چرا که به نقاط ضعف ارتش ضربه میزند و از نقاط قوت آن عقبنشینی میکند.
در غزه، توافقی از سوی آمریکا به ما تحمیل شده که در حال شکلگیری است و در نهایت، آنچه برای ما باقی میماند یک «حماسِ مسلح» است که قبضه قدرت خود را بر مناطق تحت کنترلش در نوار غزه محکمتر میکند.
در لبنان نیز یک منطقه امنیتی ایجاد کردهایم که هیچ امنیتی برای شهرکهای شمالی فراهم نمیکند و ما را به درون یک مارپیچ و گرداب مداوم از هرجومرج و فرسایشِ بیسرانجام میکشاند.
پرداخت تاوانِ شراکت اسرائیل با دونالد ترامپ، آغاز شده است و تا این لحظه، سود و دستاوردی در آن دیده نمیشود.
درست است که اسرائیل یک ابرقدرت را برای جنگ با ایران پای کار آورد، اما در مقابل، با ایرانی قویتر و جسورتر مواجه شدیم؛ با حکومتی که حالا فهمیده است استفاده از قدرت جواب میدهد و جایگاهش را ارتقا میبخشد.
چالش سوم تفاهم ایران و آمریکا از منظر رژیم صهیونیستی؛ مسئله لبنان:
از منظر رژیم صهیونیستی، ایرانیها رسماً اعلام کردهاند که خواهان آتشبس کامل در همه جبههها، بهویژه جبهه لبنان هستند.
اسرائیل پیشبینی میکند فشار سنگینی از سوی آمریکا برای متوقف کردن عملیات ارتش اسرائیل در جنوب لبنان اعمال شود.
از نگاه اسرائیل، در این سناریو، هرگونه عقبنشینی یا تغییر برنامه اسرائیل در زمین، یک دستاورد واقعی برای ایران خواهد بود: نجات حزبالله و ضربه مهلک به مذاکرات اسرائیل و لبنان که با میانجیگری آمریکا در جریان است.
از نگاه اسرائیل، اگر امتیاز آتشبس کامل در لبنان به نام ایران ثبت شود، جایگاه حزبالله در لبنان قویتر شده و اساس مذاکرات اسرائیل و لبنان از بین میرود؛ چرا که لبنانیها دلیلی برای ادامه مذاکره مستقیم نمیبینند وقتی ایران توانسته بالای سر آنها و به نفع حزبالله (که مخالف مذاکرات است) به این هدف برسد.
اسرائیلیها معتقدند باید با تمام قوا با این روند مخالفت کند، چون سیگنال مثبتی به کل شبکه گروههای مقاومت میدهد که «وفاداری به ایران نتیجهبخش است» و دوباره محور مقاومت را تقویت میکند.
نظر رژیم صهیونیستی در خصوص شرایط آینده:
از منظر اسرائیل، برای هر انسان عاقلی روشن است که بهرغم ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه «رفتار نظام ایران تغییر کرده»، هیچ تغییری در اهداف آنها بهویژه علیه اسرائیل رخ نداده است.
با این حال، باید به یاد داشت که هیچ رئیسجمهور آمریکا به اندازه ترامپ علیه ایران اقدام نکرده و این امتیاز همچنان متعلق به اوست، حتی اگر توافق فعلی برای اسرائیل بد باشد.
از منظر رژیم صهیونیستی، عملیاتهای گذشته علیه ایران مهم بودند، حتی اگر به تمام اهداف اسرائیل نرسیدند.
علاوه بر این، ترامپ رئیسجمهور آمریکاست نه نخستوزیر اسرائیل. اگر وضعیت را با دولت قبلی آمریکا (که اسرائیل را بابت ورود به رفح، تحریم تسلیحاتی کرد) یا با احتمال ریاستجمهوری کامالا هریس مقایسه کنیم، شرایط اسرائیل در هر سه جبهه غزه، لبنان و ایران میتوانست به مراتب بدتر باشد.
از نگاه کارشناسان صهیونیستی، حالا اسرائیل باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا بر مذاکرات ۶۰ روز آینده آمریکا و ایران تأثیر بگذارد.
از نگاه آنان، ایستادگی در جبهه لبنان حیاتی است و اسرائیل استدلالهای قوی در دست دارد.
کارشناسان اسرائیلی معتقدند، ترامپ به شدت خواهان توافق صلح میان اسرائیل و لبنان است و تسلیم شدن در برابر ایران در این جبهه، به آینده لبنان و این توافق آسیب میزند.
چالش دوم تفاهم ایران و آمریکا از منظر رژیم صهیونیستی؛ مسئله هستهای:
ایران هنوز با نابودی اورانیوم غنیشده خود یا توقف غنیسازی موافقت نکرده و این موضوع قرار است در ۶۰ روز آینده مورد بحث قرار گیرد.
از منظر رژیم صهیونیستی، ایران تا جای ممکن زمان خواهند خرید؛ پیچیدگی فرآیند انتقال یا نابودی اورانیوم غنیشده نیز به نفع ایران است و بهانههای بیشماری برای به تأخیر انداختن کار به دستشان میدهد.
سؤال اصلی اسرائیلیها این است که ترامپ چطور توافق را اجرا میکند و اگر کار بیشتر از ۶۰ روز طول بکشد، چه خواهد شد؟
چالش اول تفاهم ایران و آمریکا از منظر رژیم صهیونیستی؛ بازگشایی فوری تنگه هرمز (چالش قطعی):
از نگاه اسرائیل، با باز شدن تنگه، محاصرهای که مانع صادرات نفت ایران بود فوراً پایان مییابد.
این یعنی ایران بدون اینکه امتیازی داده باشد، دوباره روزانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار درآمد کسب خواهد کرد.
این در حالی است که ترامپ پیش از این ادعا کرده بود آمریکا توانسته تنگه هرمز را با زور و بهرغم مخالفت ایران باز نگه دارد تا کشتیها با اسکورت آمریکا عبور کنند.
حالا ایران بدون پرداخت هزینهای واقعی، شریان حیاتی خود را پس میگیرد.
امروز، همزمان با تولد ۸۰ سالگی ترامپ، طبق اعلام دیروز او انتظار میرود تفاهمنامهای میان ایران و آمریکا امضا شود.
این تفاهم منجر به بازگشایی فوری تنگه هرمز و آغاز یک دوره ۶۰ روزه خواهد شد که طی آن، طرفین تلاش میکنند به توافقی جامع برای پایان درگیریها و راهحلی دوجانبه برای مسئله هستهای دست یابند.
از دیدگاه رژیم صهیونیستی، این شرایط جدید سه چالش بزرگ ایجاد میکند؛ یکی قطعی و فوری است و دو چالش دیگر هنوز تعیین تکلیف نشدهاند.
طبق برخی گزارشها، از سال ۲۰۱۴، اسرائیل تنها طرفی بوده که موافقت کرده نفت را از دولت اقلیم کردستان از طریق بندر جیحان با تخفیفهایی بین ۲۰ تا ۳۰ دلار کمتر از قیمت جهانی نفت خام برنت خریداری کند.
طبق گزارشهای رویترز، در برخی مواقع، بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد از نیازهای انرژی اسرائیل توسط نفت منطقه کردستان تأمین میشد.
طبق این نقشه، پیشرویهای تلآویو در سه مرحله صورت گرفته است:
اسرائیل پیش از جنگ جاری (که از ۱۱ اسفند شروع شد) تنها ۵ پایگاه در جنوب لبنان را در اشغال داشت.
با آغاز نبرد در ۱۱ اسفند، اسرائیل مناطق وسیعی را تا «خط زرد» تصرف کرد و پس از اعلام آتشبس نیز برخلاف تعهدات، پیشروی را ادامه داده و مناطق قرمزرنگ را اشغال کرد.
در حالی که تلآویو رسماً هرگونه عقبنشینی را رد میکند، برخی گزارشها احتمال میدهند که در نهایت ممکن است با فشار آمریکا، منطقه زردرنگ به عنوان مرز نهایی استقرار نیروهایش حفظ شود.
اما موضع ایران، عقبنشینی کامل اسرائیل از جنوب لبنان است.