پیامدهای نظارت ایران بر تنگه هرمز برای خلیج فارس
به نوشته والاستریت ژورنال، حملات ایران پنتاگون را به بازآرایی نیروهایش در خلیج فارس واداشته است.
نظارت ایران بر هرمز، طیف وسیعی از سرمایهگذاریهای اقتصادی و امنیتی در خلیج فارس را پیچیده خواهد کرد.
به طور معمول حدود یکپنجم نفت جهان و همچنین سالانه دهها میلیارد دلار گاز طبیعی مایع (LNG) قطر از تنگه هرمز عبور میکند.
دبی نیز از طریق بندر خود در جبل علی در نزدیکی تنگه، تجارت کشتیرانی سودآوری را اداره میکند.
حضور دائمی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس به سال ۱۹۷۱ بازمیگردد، زمانی که ایالات متحده یک پایگاه بریتانیایی را در بحرین تحویل گرفت و بعداً آن را به مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی تبدیل کرد.
حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس در دهههای اخیر گسترش یافت و به ۳۰ هزار نیرو در پایگاههای کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی رسید.
اما حملات ایران به این پایگاهها، پنتاگون را مجبور کرده است تا نیروهای خود را بازآرایی کند و به شدت به تأسیسات کمخطرتر در خارج از خلیج فارس متکی شود؛ تغییری که نشان میدهد این جنگ از هماکنون تغییراتی را در آرایش نظامی آمریکا ایجاد کرده است.
رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در موسسه «اولویتهای دفاعی» و از منتقدان حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، میگوید: «آنها از نظر قدرت نظامیِ قابل استفاده، عملاً ما را از خلیج فارس بیرون راندهاند».
ایران در اوایل جنگ، آغاز عصر جدیدی را اعلام کرد که در آن کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد داشت. رهبران ایران این امر را به عنوان تضمینی امنیتی، مشابه برنامه هستهای و زرادخانه موشکی خود میدانند.
ایران یک نهاد دولتی به نام «سازمان تنگه خلیج فارس» تأسیس کرده و از صاحبان کشتیها خواسته است برای عبور در آن ثبتنام کرده و هزینهای بابت بیمه به آن بپردازند.
ایالات متحده این سازمان را تحریم کرده و هر کشتیرانی را که با آن داد و ستد کند، به جریمه تهدید کرده است.
در حالی که آمریکا تسلط ایران بر تنگه را تکذیب میکند، در طول این مناقشه تنها به ندرت ریسک فرستادن کشتیهای جنگی به خلیج فارس را پذیرفته و آن هم فقط برای مأموریتهای کوتاه بوده است.
شرکتهای کشتیرانی تجاری بدون تضمین مبنی بر عدم حمله ایران، تمایلی به عبور از این گلوگاه ندارند و در مجموع، تردد در هرمز فلج شده است.