کیگن: قدرت مسلط خاورمیانه از این پس ایران خواهد بود
او میگوید ایران ضربات آمریکا و اسرائیل را تاب آورده و ساختار قدرت منطقه و خلیج فارس را بازطراحی کرده است
از این پس، قدرت برتر و مسلط در خاورمیانه نه آمریکا خواهد بود و نه اسرائیل، بلکه ایران است.
ترجمه کامل مقاله مجله آتلانتیک به قلم رابرت کیگن:
سالها بود که ایران با موازنه قدرتی در خاورمیانه مواجه بود که به زیانش سنگینی میکرد.
منطقه تحت سلطه یک ابرقدرت متخاصم آمریکایی، یک اسرائیلِ مجهز به سلاح هستهای و از نظر نظامی برتر، و بازیگران منطقهای مهمی، نظیر مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی بود که از نظر راهبردی و اقتصادی با ایالات متحده همسو بودند.
امروز، ایران خود را در شرایطی کاملاً جدید میبیند.
این کشور با ابرقدرت جهان و اسرائیل مواجه شده، ضربات شدید پیشرفتهترین تسلیحات آنها را تاب آورده و فراتر از یک بقای ساده ظاهر شده است.
در نتیجه، ایران، آن هم با کمک خودِ آمریکا، ساختار قدرت در خاورمیانه و خلیج فارس را بهطور کامل بازطراحی کرده است.
قدرت مسلط در منطقه از این پس ایران خواهد بود، نه آمریکا یا اسرائیل.
کشورهای همسایه از هماکنون در حال تطبیق خود با این واقعیت جدید هستند و قدرتهای دورتر نیز بهزودی دست به چنین کاری خواهند زد.
جهان سالها با ایرانی دستبهگریبان بود که مهار شده بود؛ اکنون خواهید دید که «ایرانِ از قید و بند رهاشده» چگونه چهرهای دارد. ایران نیازی به توافق با ایالات متحده ندارد.
این تصور رایج که یک ایرانِ ضعیف و فقیرشده در نهایت مجبور خواهد شد در برابر قدرت آمریکا کوتاه بیاید، تنگه هرمز را باز کند و به ترمیم اقتصاد بهشدت آسیبدیدهاش بپردازد، اشتباه از آب درآمد.
جمهوری اسلامی در طول دو سال گذشته، نادراً تا این حد ضعیف یا آسیبپذیر به نظر میرسید.
در فوریه گذشته، پرزیدنت ترامپ کمپین «فشار حداکثری» تحریمهای بینالمللی خود را تجدید کرد که اقتصادِ از قبل ضعیفشده ایران را بهشدت آسیب زد و میلیاردها دلار از درآمدهای دولتی را قطع کرد.
سپس اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن همان سال جنگی ۱۲ روزه را برای نابودی تأسیسات هستهای ایران آغاز کردند.
این جنگ آسیب قابل توجهی به برنامه هستهای ایران وارد ساخت و نشان داد که این کشور تا چه حد در برابر حملات اسرائیلی و آمریکایی آسیبپذیر است.
پس از آن، در فوریه، ایالات متحده و اسرائیل تازهترین جنگ خود را با ترور رهبر عالی ایران و اکثریت قاطع مقامات ارشد آن آغاز کردند؛ حملهای که با بیش از پنج هفته حملات بیامان به توانمندیهای نظامی ایران ادامه یافت.
با این حال، ایران در تمام این مدت دوام آورد و هیچگونه امتیازی نداد.
برعکس، ایران پاشنه آشیل آمریکا را فاش کرد: آسیبپذیری همسایگان ایران. یک نقطه عطف اساسی در اواسط مارس رخ داد؛ زمانی که اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی ایران حمله کرد و ایران در پاسخ، مجتمع «راس لَفان» قطر را که بزرگترین تأسیسات گاز طبیعی مایعشده (LNG) در جهان است، هدف پاسخ تلافیجویانه قرار داد.
این حمله نشان داد اگرچه ایران به روشنی نمیتواند ایالات متحده را در یک جنگ هوایی شکست دهد، اما موشکها و پهپادهای ایرانی میتوانند چنان خسارت سنگینی به زیرساختهای نفت و گاز خلیج فارس وارد کنند که جهان را وارد یک بحران اقتصادی طولانیمدت سازند.
کشورهای خلیج فارس این پیام را بلافاصله درک کردند و ترامپ نیز متوجه آن شد. او حملات به اهداف انرژی ایران را متوقف کرد، به اسرائیلی که مایل به این کار نبود دستور داد همان مسیر را دنبال کند و بهسرعت تمام عملیات گستردهتر را بدون دریافت حتی یک امتیاز از ایران به پایان رساند.
از آن زمان تا کنون، با وجود تهدیدهای متعدد، ترامپ حتی یکبار دیگر دستور حملهای علیه زیرساختهای انرژی ایران را صادر نکرده است.
این تحلیل از مجله اَتلانتیک (یکی از معتبرترین و تأثیرگذارترین نشریات تحلیلی-سیاسی آمریکا) نوشته رابرت کیگن (از سرشناسترین نظریهپردازان حوزه سیاست خارجی، عضو اندیشکده بروکینگز و از بنیادگذاران مکتب نومحافظهکاری) است.
این تحلیل نشان میدهد دیدگاه حاکم بر کارشناسان ارشد و اندیشکدههای برجسته غربی، برخلاف بیانیهها و سخنان تبلیغاتی ترامپ و دولت آمریکا، بر شکست راهبردی واشنگتن و تثبیت ایران بهعنوان قدرت برتر منطقه اذعان دارد.